تفاوت مشاوره کسب و کار و مشاوره مدیریت چیست؟

تفاوت مشاوره کسب و کار و مشاوره مدیریت چیست؟

مشاوره کسب و کار یک گزینه محبوب برای مشاغل است تا بتوانند از تخصص کوتاه‌مدت در یک زمینه خاص استفاده کنند، بدون اینکه بخواهند تعهد یک کارمند اضافی را به عهده بگیرند. مشاوره راهی مقرون‌به‌صرفه برای بهره‌مندی از تخصص سطح بالا باقیمت رقابتی ارائه می‌دهد. انعطاف‌پذیر و همه‌کاره، مهم نیست که موضوع از چه قرار است، یک مشاور می‌تواند به‌طور مکرر فردی باشد که راه‌حل پیدا کند!

یک سؤال متداول که مشتریان هنگام در نظر گرفتن استخدام مشاوره دارند این است که مشاوره کسب و کار یا مشاوره مدیریت را انتخاب کنند. اگرچه شباهت‌ها و همپوشانی‌هایی بین این دو نقش وجود دارد، اما آنها متفاوت هستند.

اگرچه برخی از افراد از اصطلاحات “مشاغل تجاری ” و “مشاوره مدیریت ” به‌طور متناوب استفاده می‌کنند، اما مشاغل تجاری به فرایندهای کسب و کار (که ممکن است شامل تولید، منابع انسانی، امور مالی یا نگهداری ساختمان‌ها باشد) مربوط می‌شود، درحالی‌که مشاوره مدیریت به افراد و بخش‌های کمتر قابل‌اندازه‌گیری کسب‌وکار (به‌عنوان‌مثال، فرهنگ، چشم‌انداز، اهداف استراتژیک، ایجاد تغییرات، برنامه‌ریزی آینده، مدیریت توسعه و رشد) ارتباط پیدا می‌کند.

برخی از ویژگی‌های کلیدی مشاوره کسب و کار عبارت‌اند از:

مشاوره کسب و کار اغلب در مراحل اولیه راه‌اندازی یک کسب‌وکار یا زمانی که دوره‌ای از رشد برنامه‌ریزی‌شده است استفاده می‌شود. یک مشاور تجاری می‌تواند اطمینان حاصل کند که فرایندهای درستی وجود دارد تا شرکت بتواند به‌طور مؤثر، قانونی و سازمان‌دهی شده کار کند. هنگامی‌که رشد در حال وقوع است، یک مشاور تجاری می‌تواند به سازمان در توسعه ظرفیت موردنیاز برای ارائه مؤثر آن کمک کند.

مشاورانی که مشاوره کسب و کار ارائه می‌دهند اغلب دارای تخصص خاصی در سطح عملیاتی و همچنین درجه قابل‌توجهی از دانش فنی هستند. این بدان معناست که کمک‌هایی که آنها ارائه می‌دهند متناسب با نیازهای هر کسب‌وکار است.

مشاوران کسب و کار می‌توانند یک ارزیابی عینی از سیستم‌های فعلی ارائه دهند، سپس راه‌هایی را برای بهبود آنها پیشنهاد کنند، اغلب بدون هزینه بیشتری. اگر به فردی احتیاج دارید که رعایت بهداشت و ایمنی شمارا بررسی کند، لازم است اطمینان حاصل کنید که سیستم‌های شما قادر به مدیریت صحیح حفاظت از داده‌ها هستند یا بازاریابی شما تا آنجا که ممکن است خوب است، یک مشاور تجاری می‌تواند این امر را محقق کند.

مشاوران کسب و کار همچنین ممکن است تمایل داشته باشند با صاحبان مشاغل کار کنند تا مدیران ارشد. آنها یک دید وسیع و آگاهانه از بازار و متغیرهای خارجی به دست می‌آورند که آنها را قادر می‌سازد تا به صاحبان توصیه کنند که بیشترین سود را در چه جهتی ممکن است به دست آورد.

مشاوره دهی در امر مدیریت

مشاوران مدیریت اغلب با تیم مدیریت ارشد همکاری می‌کنند و به آنها کمک می‌کند تا آینده سازمان را برنامه‌ریزی کرده و چگونگی حفظ ارزش‌های اصلی را علیرغم گسترش و تغییر، بیاموزند. غالباً یک عنصر برنامه‌ریزی استراتژیک قابل‌توجه در کار مشاوران مدیریت وجود دارد. آنها ممکن است در تدوین استراتژی در سطح شرکتی یا ایجاد یک استراتژی برای تحویل یک پروژه خاص کمک کنند.

برخی از ویژگی‌های کلیدی مشاوران مدیریت عبارت‌اند از:

آنها اغلب نقش مهمی در مدیریت ریسک ایفا می‌کنند. درحالی‌که نیاز به کاهش ریسک در سطح عملیاتی وجود دارد، مشاوران مدیریت تمایل دارند تمرکز خود را بر خطرات احتمالی یک کسب‌وکار در سطح شرکت بگذارند. آنها به مدیران ارشد در شناسایی و مدیریت ریسک کمک می‌کنند و به تجهیز کسب‌وکار با انعطاف‌پذیری موردنیاز برای بقا کمک می‌کنند.

این مشاوران اغلب در طول مدت حضور خود در یک سازمان دارای نقش آموزش و یا مربیگری هستند. این ممکن است شامل کار با مدیران فردی یا کل تیم‌های محل کار باشد. به‌ویژه هنگامی‌که یک سازمان در تلاش است تا فرهنگ یا شیوه کار جدیدی را وارد کند، مشاوران مدیریت اغلب برنامه آموزشی مناسب را برای اطمینان از اینکه همه در یک صفحه قرار می‌گیرند، تسهیل می‌کنند.

اگرچه این امر مطلق نیست، مشاوران مدیریت تمایل دارند با سازمان‌های بزرگ‌تر کار کنند. این معمولاً به این دلیل است که هدایت یک شرکت بزرگ‌تر یک کار پیچیده‌تر و چندوجهی است تا مدیریت یک تجارت کوچک. همچنین ممکن است سازمان‌های بزرگ‌تر احساس کنند که برای تعبیه سیستمها و فرایندهای جدید به کمک بیشتری نیاز دارند. این‌ها ممکن است به سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی نیاز داشته باشند، بنابراین اطمینان از این‌که برای هدف مناسب هستند در اولویت است!

اگرچه تفاوت‌هایی بین مشاوره کسب و کار و مشاوره مدیریت وجود دارد، اما این امکان وجود دارد که یک کسب‌وکار در کار موردنیاز خود به عناصر هر دو نقش نیاز داشته باشد.

انتهای مطلب/

منبع

یک شرکت مشاور چیست و چه‌کاری انجام می‌دهد؟

یک شرکت مشاور چیست و چه‌کاری انجام می‌دهد؟

هر سازمانی در هر صنعت، حرفه یا امور خیریه‌ای در برهه‌ای از زمان با مشکل مواجه می‌شود و این موضوع اجتناب‌ناپذیر است. هر رسانه‌ای که در آن افراد به‌منظور کسب درآمد یا مشارکت در جامعه باهم کار می‌کنند، باید با مسائلی که ممکن است برای آن برنامه‌ریزی کرده یا نکرده‌اند، برخورد کنند؛ اما اگر این مسائل فراتر از منابع، دانش، یا مجموعه مهارت‌های یک سازمان باشد چه؟ اگر شرکتی نتواند به‌طور کامل مشکلی را که با آن روبرو است حل کند چه اتفاقی می‌افتد؟ سازمان چه سرنوشتی پیدا می‌کند.

خوب، یک شانس خوب وجود دارد که سازمانی در آن موقعیت با یک شرکت مشاوره تماس بگیرد تا به مرتب کردن مسائل کمک کند اما یک شرکت مشاوره چیست و چه‌کاری می‌تواند انجام دهد؟

شرکت مشاوره چیست؟

یک شرکت مشاوره کسب‌وکار متشکل از کارشناسان صنایع برای ارائه مشاوره حرفه‌ای، راهنمایی و راه‌حل‌های عملی است. هر شرکتی ممکن است مشکلاتی داشته باشد؛ و برای حل آنها با شرکت‌های مشاوره قرارداد ببندد.

یک شرکت مشاوره چه می‌کند؟

مدیران اجرایی به‌طورکلی با شرکت‌های مشاوره تماس می‌گیرند تا متخصصان خاص صنعت را که به‌عنوان مشاور شناخته می‌شوند، برای مشاهده و تجزیه‌وتحلیل عملکرد شرکت بفرستند. مشاوران راهنمایی و راه‌حل‌های عملی که را برای حل مشکلات پیش‌آمده مؤثر هستند را ارائه می‌کنند. تمایل شرکت‌های مشاوره به تمرکز خاص است و شرکت‌ها به آنها پول می‌دهند تا تخصص خود را در مورد مشکلاتی که به‌صورت داخلی قابل‌حل نیست به کار بگیرند.

شرکت‌های مشاوره تقریباً در هر صنعتی حضور دارند. همچنین شرکت‌های خاصی برای چندین تجارت و شیوه مختلف وجود دارد، ازجمله امور مالی، مراقبت‌های بهداشتی، تبلیغات، مهندسی، معماری، فناوری و حتی بخش دولتی. در اینجا چند نمونه از انواع شرکت‌های مشاوره‌ای و آنچه انجام می‌دهند آورده شده است.

انواع شرکت‌های مشاوره‌ای

  • شرکت مشاوره مهندسی

مشاوران مهندسی در برنامه‌ریزی، طراحی و درنهایت ساخت انواع مختلف زیرساخت‌ها و پروژه‌ها برای مشتریان دولتی و خصوصی ازجمله توسعه‌دهندگان املاک و شرکت‌های ساختمانی متخصص هستند. اصطلاح “مشاوره مهندسی” به‌طورمعمول شامل شیوه‌هایی مانند مهندسی عمران است در مقابل خدمات مربوط به سایر انواع مهندسی مانند نرم‌افزار یا سخت‌افزار.

اگرچه غیرمعمول نیست که مشاوران مهندسی به‌عنوان متخصصان انفرادی کار کنند، اما اکثر خدمات مشاوره‌ای خاص این صنعت از شرکت‌های مشاور برجسته ارائه می‌شود. برخی از شرکت‌های برجسته در این فضا عبارت‌اند از Aurecon، HDR، Inc؛ و GHD Group.

  • شرکت مشاور مالی

مشاوره مالی با توجه به زمینه می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد. این مفهوم اغلب با ارائه برنامه‌ریزی مالی شخصی و قابل‌اجرا برای افراد همراه است. با این اوصاف، مشاوران مالی همچنین می‌توانند منابع ارزشمندی برای کل مشاغل باشند که بینش حاکمیت شرکتی، ریسک مالی و عملیات مشتری و زنجیره تأمین را ارائه می‌دهند. برخی از شرکت‌های مشاور مالی برجسته شامل Ernst & Young، Deloitte و Oliver Wyman هستند.

  • شرکت مشاوره بهداشت و درمان

مشاوره بهداشت و درمان حول تجزیه‌وتحلیل شیوه‌های مدیریت در صنعت مراقبت‌های بهداشتی می‌چرخد. این نوع شرکت‌ها از متخصصانی درزمینهٔ هایی مانند دارو، فناوری پزشکی، پرداخت‌کنندگان مراقبت‌های بهداشتی و سیستم‌های تحویل استفاده می‌کنند. آنها می‌توانند به شرکت‌های مراقبت‌های بهداشتی در مورد همه‌چیز، از تحول دیجیتالی از خرید و ادغام تا تجربه مشتری، مشاوره دهند. به‌طورکلی، توصیه آنها در مورد پایان کار است. آنها به جراح مغز نمی‌گویند که چگونه کار خود را انجام دهد.

برخی از برجسته‌ترین شرکت‌های مشاوره بهداشت و درمان عبارت‌اند از GE Healthcare Partners، ClearView Healthcare Partners و Bain & Company.

  • شرکت مشاور منابع انسانی

شرکت‌ها شرکت‌های مشاوره منابع انسانی (HR) را استخدام می‌کنند تا به مسائل مدیریت منابع انسانی خود کمک کنند. مشاوران منابع انسانی معمولاً دریکی از دو گروه قرار می‌گیرند: مشاوران منابع متخصص و مشاوران فرآیند/افراد.

مشاوران منابع متخصص بر اساس تخصص میدانی خود راه‌حل‌هایی را پیشنهاد و اجرا می‌کنند. مشاوران افراد/فرآیند به بهبود خلاقیت شرکت کمک می‌کنند تا با استفاده از روش‌هایی برای بهبود، به مشتریان کمک کنند تا راه‌حل‌های خود را برای مشکلات خود بیابند. اگر شرکتی در تعیین غرامت مناسب برای کارکنان خود دچار مشکل باشد، مشاوران منابع متخصص احتمالاً خود ارقام قطعی ارائه می‌دهند.

برخی از شرکت‌های برجسته مشاور منابع انسانی شامل مرسر، بامبی و آون هویت هستند.

  • شرکت مشاور سیاسی

شرکت‌های مشاور سیاسی به کمپین‌های سیاسی فردی مشاوره می‌دهند و کمک می‌کنند. تمرکز اصلی آنها بر پیام‌های رسانه‌ای است، ازجمله ایجاد محتوا مانند تبلیغات و پست مستقیم برای نامزدها. گرچه تخصص آنها عموماً فراتر از آن جنبه است. آنها می‌توانند بینش و برنامه‌های عملی برای تلاش‌های بسیج رأی‌دهندگان و شعارهای انتخاباتی ارائه دهند. آنها همچنین در فعالیت‌های دیگری ازجمله نظرسنجی و تحقیقات مخالفان شرکت می‌کنند.

برخی از برجسته‌ترین شرکت‌های مشاور سیاسی در ایالات‌متحده عبارت‌اند از Arno Political Consultants، Axiom Strategies و Jamestown Associates.

شرکت‌های مشاوره تقریباً در همه‌جا – تقریباً در هر صنعتی – به‌منظور حل تقریباً هر نوع مشکلی کار می‌کنند. اگر سازمان شما با مشکلی روبرو است که خارج از لیگ شما است، تماس با یک شرکت مشاوره ممکن است راه نجاتی باشد.

انتهای مطلب/

منبع

چهار عملکرد مشاور مدیریتی

چهار عملکرد مشاور مدیریتی

 از روزهای اولیه مشاوره مدیریت، شرکت‌های مشاوره سعی کرده‌اند با انجام کارهای بیشتر برای مشتریان خود، خود را متمایز کنند. در برخی موارد، آنها حتی خود را طوری تعبیه کرده‌اند که گویی بخشی از تیم مشتری هستند. این همیشه چیز خوبی نیست. عادت “بخشی از تیم “، مک کینزی و بین را در معاملات داخلی و دیگر رسوایی‌ها در طول سال‌ها در آب داغ قرار داده است. هرچند که در بیشتر موارد، دلیل موفقیت این شرکت‌ها را توضیح می‌دهد.

مشاوره مجموعه‌ای از انواع خدمات و عملکردها است که در یک بسته معتبر و گران‌قیمت قرارگرفته است. سازمان‌هایی که با شرکت‌هایی مانند مک کینزی، بی سی جی و بین کار می‌کنند انتظار بسیاری از این روابط را دارند و سود بسیاری هم می‌برند.

هنگامی‌که رابطه مشتری و مشاور در بهترین حالت خود عمل می‌کند، مشاور به مشتری خدماتی می‌دهد از قبیل:

اطلاعات: داده‌ها و تجزیه‌وتحلیل‌هایی که جهان مشتری، صنعت و موقعیت بازار را دربرمی گیرد و آن را معنی می‌کند.

تخصص: دیدگاه اپراتور مجرب در مورد یک مشکل و راه‌های مختلف حل آن.

بینش: کاربرد دقیق و تحلیلی تخصص برای ارائه بینش‌هایی که به موفقیت شرکت کمک می‌کند.

اجرا: نقشه راه انتخاب‌ها و اجرای تغییرات ایجادشده.

هنگامی‌که مشتری و مشاور باهم کار می‌کنند، همان‌طور که در ابتدا تصور می‌شد، این چهار ارزش – اطلاعات، تخصص، بینش و اجرا – “بسته ” ای است که مشاوران ارائه می‌دهند و هر یک از این ارزش‌ها به شکل بزرگ و کوچک مختل شده است.

در طی چند سال گذشته اطلاعات مربوط به مشتریان و رقبا بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. تخصص تفکیک‌شده است. بینش تولیدشده است (و در برخی موارد کالایی شده است)؛ و اجرای دستورات، در بسیاری از موارد، به‌صورت داخلی انجام‌شده یا به کارگران آزاد برون‌سپاری شده است.

همان‌طور که سورن کاپلان در Inc اشاره‌کرده است، موارد زیادی در مورد نحوه عملکرد مشاوره مدیریت وجود دارد که می‌تواند آسیب‌پذیری را کاهش دهد:

  • این بسیار وابسته به مقررات (محاسباتی) انسان است – کاری که رایانه‌ها بیشتر و بیشتر انجام می‌دهند.
  • انجام کارها به‌صورت سنتی دردسر زیادی دارد (و بر اساس نتایج و زمان صرف شده استفاده از آن صرفه ندارد).
  • ارزش تا حد زیادی محدود به زمان است، به این معنا که توصیه‌ها اغلب به‌سرعت قدیمی می‌شوند.
  • ارزش تا حد زیادی ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی است (دانستن مواردی که سایر مشاوران یا شرکت‌ها نمی‌دانند) که حفظ آن در عصر اینترنت دشوار و تا حدی غیرممکن است.

باوجود همه این موارد، BCG، Bain و McKinsey هنوز در حال رشد هستند. از سوی دیگر، وقتی به هر قسمت از زنجیره ارزش مشاوره با نگاهی انتقادی نگاه می‌کنیم، می‌توانیم آسیب‌پذیری‌ها را ببینیم. برخی از تهدیدهای صنعت مشاوره ناشی از انتقاد از شیوه‌های تجاری مشاوران بوده است. در چند سال گذشته، مک کینزی متهم به تضاد منافع، ارتباط با فساد و کار برای دولت‌های سرکوبگر در سراسر جهان شده است.

در میان گزارش پژمرده وزارت دادگستری در مورد “عدم صراحت ” مک کینزی و “افشای ناکافی ” در برخورد با مشتریان، شرکت موافقت کرد 15 میلیون دلار تسویه‌حساب بپردازد.

در سال 2019، این انتقادات باعث شد تا شرکت به‌صورت عمومی پاسخ دهد و به کارکنان قول داد که شفافیت را افزایش داده و در مورد نوع مشتریانی که با آنها کار می‌کند بیشتر فکر کند.

انتهای مطلب/

منبع

مراحل خرید سازمانی

مراحل خرید سازمانی

سازمان‌ها، در فرآیند خریدشان هم با مصرف‌کنندگان متفاوت هستند. برای مثال؛ آن‌ها برای خرید الگوهای متفاوتی دارند. در این مطلب به نقل از آژانس مارکتینگ هورموند به بررسی برخی از این الگوها می‌پردازیم:

  • خرید مجدد مستقیم: سازمان به‌طور منظم و مرتب؛ تجهیزات اداری، مواد شیمیایی عمده یا مواد دیگر را سفارش مجدد می‌دهد. اگر این سازمان از شرکت شما خرید می‌کند، ممکن است شما برای حفظ کیفیت محصول خود احساس فشار کنید.
  • خرید مجدد تغییریافته: هنگامی است که سازمان می‌خواهد شرایط خرید نظیر ویژگی‌های محصول، قیمت یا شرایط تحویل را تغییر دهد. اگر این سازمان از شرکت شما خرید کند، ممکن است برای اینکه از تجاوز رقبا به حریم تجارت خود جلوگیری کنید، قدری احساس فشار کنید.
  • خرید جدید: سازمان یک محصول را برای بار اول خریداری می‌کند که ممکن است به یک فرآیند طولانی و پیچیده بین شرکت شما و این سازمان نیاز داشته باشد. از سوی دیگر، سازمان‌ها هنگام تصمیم‌گیری برای خرید همان فرآیندی را بررسی می‌کنند که مصرف‌کنندگان شخصی بررسی می‌کنند:
  1. یک نیاز یا مشکل را شناسایی کنید. برای مثال، “سیستم کامپیوتری شرکت از رده خارج است.”
  2. ویژگی‌های عمومی و مقدار اقلام موردنیاز را تعیین کنید. “ما نیاز داریم که با تمامی دفاتر شرکت ارتباط برقرار کنیم.”
  3. ویژگی فنی اقلام موردنیاز را تعیین کنید.
  4. به دنبال تأمین‌کنندگان احتمالی بگردید.
  5. قیمت‌های پیشنهادی یا پیشنهادهای دیگر را از تأمین‌کنندگان بخواهید.
  6. یک تأمین‌کننده انتخاب کنید.
  7. در مورد سفارش نهایی که شامل مشخص کردن برنامه تحویل، نصب، تعداد نهایی، شرایط پرداخت و دیگر جزئیات می‌شود گفت‌وگو کنید.
  8. عملکرد تأمین‌کننده انتخابی را ارزیابی کنید و در مورد نگه‌داشتن این رابطه تجاری تصمیم بگیرید.

انتهای مطلب/

بازاریابی بر اساس روابط

بازاریابی بر اساس روابط

تغییر در تمرکز بازاریابی از افزایش تعداد و ارزش (بازاریابی واسطه‌ای) به رشد روابط کارآمدتر و سودآورتر با سهامداران چند (بازاریابی ارتباط) سودها را کامل‌تر کرده است. بازاریابی بر اساس ارتباط به‌منظور حفظ مشتریان توجه را بر ایجاد ارزش مشتری معطوف و متمرکز می‌کند. با ایجاد سرمایه‌گذاری موجود برحسب هزینه‌های توسعه محصول و به دست آوردن مشتری، شرکت‌ها می‌توانند به‌طور بالقوه سود بیشتری را با هزینه‌های کمتر ایجاد کنند. در مقابل بازاریابی براساس دادوستدها شامل هزینه و خطرپذیری ملی بیشتر می‌شود. تمرکز بر تک‌فروشی مستلزم واردکردن مشتری در روند فروش و عدم استفاده کارآمد از سرمایه‌گذاری است.

به گزارش نرم افزار باشگاه مشتریان لویالت، بازاریابی ارتباط همچنین سودهای چشمگیر نامرئی ایجاد می‌کند. اهمیت دادن به خدمات مشتری باعث تماس مشتری و شامل شدن مشتری می‌شود. درنتیجه شرکت‌ها می‌توانند درباره نیازهای مشتری بیشتر بدانند و از این دانش در تحویل محصولات و خدمات آینده استفاده کنند. روشن است که وقتی معامله تمام شود مشتری با پایان آن مرحله روبه‌رو می‌شود و فقط سابقه‌ای از جزئیات خرید برای رجوع دارد و به او فرصت خدمات غنی و تقویت روابطی که باعث دوام روابط مشتری می‌شود عرضه نمی‌کنند.

تمرکز بر “روابط” به‌جای “معامله” در نگرشی که ارتباط با مشتری را دارایی‌های کلیدی شرکت معرفی می‌کند، بدیهی است. معنای ضمنی این است که ارتباط با مشتری می‌تواند به‌صورت انتخابی اداره شود و برای بهبود حفظ و سودآوری مشتری، بیشتر توسعه یابد. این معرف تفاوت چشمگیر از نگرش سنتی‌تری است که مشتریان را به‌سادگی شنوندگان و حضار آگهی بازرگانی می‌داند که باید با دامنه‌ای از تبلیغات و دیگر فعالیت‌های ترویج کننده جذب شوند.

یک جنبه ارزش بازار شرکت، جریان سود آتی است که از تداوم طول عمر مشتری ایجاد می‌شود. اگر مشتریان به‌عنوان دارایی‌های شرکت در نظر گرفته شوند آنگاه شرکت به رشد این دارایی‌های تجاری و ارزش بازارشان توجه می‌کند. مدیریت ارتباط با مشتری بر شناسایی سودمندترین مشتریان و ایجاد روابط با کسانی تأکید دارد که ارزش دارایی شرکت را به‌مرورزمان افزایش می‌دهند.

انتهای مطلب/