۴ روش کارآمد برای ارتقای کسب‌وکار شما

۴ روش کارآمد برای ارتقای کسب‌وکار شما

تبلیغ کسب‌وکار، خود یک چالش واقعی است و اغلب به صبر، کار سخت و زمان زیادی نیاز دارد، به‌خصوص این روزها که رقابت شدید است و بازار پر از تبلیغات است؛ اما دچار پریشانی نشوید زیرا راه‌ها و دستورالعمل‌هایی وجود دارد که می‌توانید برای تبلیغ کسب‌وکار خود دنبال کنید.

آنلاین شوید

امروزه بدون نیاز به گفتن، ایجاد یک وب‌سایت یک امر ضروری است. برای تبلیغ مؤثر و موفقیت‌آمیز کسب‌وکار خود، اولین قدم یک وب‌سایت است. شاید بپرسید چرا؟ پاسخ این است که افراد زیادی خرید آنلاین را آسان‌تر از اینکه مجبور باشند خانه‌شان را ترک کنند و به فروشگاه بروند، می‌دانند. یک وب‌سایت امکان نمایش بهتر و سازمان‌دهی شده تری از اقلامی که می‌فروشید، ارائه می‌دهید و تبلیغ می‌کنید، می‌دهد. شما به‌راحتی می‌توانید آن را سفارشی کنید، به‌روز کنید و در کل شفافیت بهتری داشته باشید. تنها نقطه‌ضعف ممکن است بازپرداخت و شکایات زیادی باشد که هنگام فروش لباس‌ها دریافت می‌کنید، زیرا انتخاب سایز مناسب برای یک نفر به‌اندازه امتحان کردن آن آسان نیست؛ اما به‌غیراز آن، در استخدام یک نفر و ایجاد کسب‌وکار آنلاین خود تردید نکنید.

گوش‌به‌زنگ باشید

اولاً، در دسترس بودن یک فضیلت بزرگ برای هر کارآفرینی است، به این معنی که شما باید در تمام پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی که در حال حاضر به‌عنوان راهی برای تبلیغ کسب‌وکارتان استفاده می‌شوند فعال‌تر شوید. اینستاگرام، فیس‌بوک و حتی تیک‌تاک که اکنون با میلیاردها فالوور در سرتاسر جهان به یک هیجان جهانی تبدیل‌شده‌اند.

علاوه بر این، فعال بودن در رسانه‌های اجتماعی به شما این امکان را می‌دهد که محصولات خاصی را بسته به تقاضا یا محبوبیت عمومی آنها در بازار هدف قرار دهید. شما فقط جوانان را جذب نمی‌کنید، بلکه تقریباً همه را جذب می‌کنید. اگر در مسیریابی در این اقیانوس وسیع از اطلاعات و تأثیرگذاری و نمایه‌ها مشکل‌دارید، شخص دیگری می‌تواند این کار را برای شما انجام دهد. بله حتی این انتخاب هم وجود دارد و خدمات مدیریت رسانه‌های اجتماعی در حال تبدیل‌شدن به یک حرفه پرطرفدار است. به‌سادگی، افرادی هستند که در ارائه توضیحات شوخ، همیشه در جریان و آنلاین بودن، ردیابی موارد داغ و پرطرفدار استعداد دارند. آنها دنبال کننده‌ها، جریان‌ها و بررسی وضعیت شمارا پیگیری می‌کنند. علاوه بر این، به‌جای این کار که زمان و تلاش زیادی برای دستان شما می‌طلبد، می‌توانید بر جنبه‌های دیگر کسب‌وکارتان تمرکز کنید.

ترویج دهید، تبلیغ کنید و بفروشید

تبلیغات لزوماً نباید گران باشد. وقتی یک یا دو تبلیغ در یوتیوب یا سایر پلتفرم‌های پربازدید قرار داده می‌شود، می‌تواند شمارا به هدفتان برساند. حتی بیلبوردها، کلیپ‌های روزنامه و ایمیل‌هایی که در آنها به‌طور منظم به مشتریان بالقوه و فعلی از تخفیف‌ها و هدایای زیادی که دارید اطلاع می‌دهید، می‌توانند مفید باشند.

تبلیغ را همیشه ساده نگه‌دارید، نه خیلی طولانی و جنبه‌های اصلی کسب‌وکار خود یا آنچه را که می‌فروشید برجسته کنید. خواه خدماتی باشد که ارائه می‌دهید یا چیزی که می‌فروشید، مهم نیست، زیرا نکته این است که به‌سادگی به هرکسی اطلاع دهید وجود دارید. هدف این است که به‌سادگی از کسب‌وکار خود آگاهی ایجاد کنید و از نام خود برندی بسازید.

یکی دیگر از مواردی که باید در نظر بگیرید این است که یک برنامه تلفن ایجاد کنید و سیستم حمل‌ونقل را در دسترس قرار دهید زیرا ممکن است تعداد زیادی از مشتریان شما حتی در کشور شما زندگی نکنند.

سرمایه‌گذاری کنید تا باعث رشدتان شود

به نظر می‌رسد گفتن این کار آسان‌تر از انجام آن است. اگر سود آشکاری وجود نداشته باشد، ممکن است مانند یک مأموریت انتحاری به نظر برسد که در تجارت خود سرمایه‌گذاری کنید. به‌خصوص اگر مقدار کافی از منابع موجود را سرمایه‌گذاری کرده باشید ولی پیشرفتی احساس نکنید. بااین‌حال، به خاطر داشته باشید که بسیاری از شرکت‌های بزرگ فراز و نشیب‌های خود را داشتند. آنها حداقل در آغاز هر سودی را در گسترش تجارت، تبلیغات و کالاهای بهتر سرمایه‌گذاری کردند. به این فکر کنید که روزی یک فروشگاه یا یک دفتر بازکنید. اولین سودی را که به دست می‌آورید برای یک ماشین جدید یا آن جفت کفشی که همیشه می‌خواستید خرج نکنید. خارج از چارچوب فکر کنید و باانگیزه بمانید. هر چه بیشتر روی ایده‌ها و زمان خود سرمایه‌گذاری کنید، پاداش بیشتری خواهید داشت. بسیار مهم است که دیدگاه درازمدت داشته باشید و در مورد راه‌های کارآمد برای ارتقای کسب‌وکار خود فکر کنید.

زیان، حتی ورشکستگی، هرگز نباید بازدارنده باشد. درحالی‌که تسلا رو به افول بود توسط ایلان ماسک خریداری شد و از آن زمان به یک غول بزرگ و یکی از رهبران فناوری تبدیل‌شده است. موفقیت مطمئناً زمان و تمام منابع شمارا می‌طلبد و هیچ‌کس قول نداده که ساده باشد.

انتهای مطلب/

۶ نکته برای رشد موفقیت‌آمیز کسب‌وکار شما

۶ نکته برای رشد موفقیت‌آمیز کسب‌وکار شما

صرف‌نظر از صنعتی که در آن هستید، اگر با این ایدئولوژی‌های بسیار ساده زندگی کنید، می‌توانید شاهد رشد موفقیت‌آمیز کسب‌وکار خود باشید:

۱. بدانید چه‌کاری انجام می‌دهید و چه‌کاری انجام نمی‌دهید.

برخی از بهترین توصیه‌هایی که یاد گرفتم این بود که سعی نکنید همه‌چیز را برای همه مردم داشته باشید، زیرا معمولاً به این معنی است که شما در هیچ‌چیز خیلی خوب نیستید. به‌این‌ترتیب، من معتقدم که این اشتباه است که پیشنهادات خدمات گسترده‌ای را ارائه دهید، محصولاتی را خارج از منطقه راحتی خود توسعه دهید یا خارج از بازارهای هدف خود فعالیت کنید فقط برای کمی پول بیشتر.

وقتی این کار را انجام می‌دهید، قدرت واقعی خود را برای تمرکز بر روی چیزهایی که ممکن است در آن موفق نباشید به خطر می‌اندازید و فشارهایی را برای تیم، بودجه و کل شرکت خود ایجاد می‌کنید.

۲. روی جایزه متمرکز بمانید

ما همیشه سعی کرده‌ایم در رویکرد خود به رشد بسیار استراتژیک باشیم. ما برنامه‌های تجاری سه‌ساله تنظیم می‌کنیم، آن برنامه‌ها را دنبال می‌کنیم و در صورت لزوم آنها را اصلاح می‌کنیم. من معتقدم که اگر اهدافی را تعیین نکنید، راهی برای سنجش خود، تیم و شرکتتان با برخی از اهداف از پیش تعیین‌شده ندارید.

هنگامی‌که همه به روشی کاملاً شفاف درک می‌کنند که اهداف کلی سازمان چیست، این آگاهی به همه اجازه می‌دهد تا باهم متحد شوند و به انجام موفقیت‌آمیز آنها افتخار کنند.

۳. به یاد داشته باشید که مردم برای مردم کار می‌کنند، نه شرکت‌ها

به‌ندرت اتفاق می‌افتد که یک کسب‌وکار بتواند بدون افراد بااستعداد، با موفقیت فعالیت کند و رشد کند. درواقع، ما اغلب در مورد افرادمان صحبت می‌کنیم که تنها دارایی‌ای هستند که باید بفروشیم و همیشه به دنبال راه‌هایی برای بهبود فرهنگ، مزایا و دلایلی هستیم که چرا کارمندان می‌خواهند برای ما کار کنند.

من معتقدم که بسیاری از شرکت‌ها فراموش می‌کنند که وفاداری واقعی زمانی حاصل می‌شود که کارمندان معتقد باشند که سازمان و تیم رهبری به‌طور شخصی و حرفه‌ای به آنها اهمیت می‌دهند. این درنهایت منجر به کارمندان طولانی‌مدت می‌شود که تأثیر بسیار واقعی و مستقیمی بر رشد شرکت دارد.

۴. خوب اداره کردن یک تجارت با خوب بودن در یک حرفه متفاوت است

من اغلب گفته‌ام که فقط به این دلیل که کسی در روابط عمومی خوب است، به این معنی نیست که در اداره یک آژانس روابط عمومی خوب خواهد بود. همین امر در مورد هر حرفه‌ای صدق می‌کند. رشد یک کسب‌وکار موفق به داشتن یک ذهن تجاری خوب، همراه بامهارت قوی درزمینهٔ تخصصی خاص شما بستگی دارد.

جنبه‌های پشت‌صحنه کسب‌وکار – مانند فرآیند، مدیریت افراد، صورتحساب و عملیات – برای موفقیت کسب‌وکار بسیار مهم هستند. من تعدادی از افراد بسیار باهوش را دیده‌ام که فقط برای اینکه درنهایت شکست بخورند، وارد تجارت شده‌اند، زیرا آنها به کسب‌وکار خود از دریچه موفقیت عملیاتی نگاه نکرده‌اند و در عوض صرفاً بر مهارت داشتن در حرفه‌شان تمرکز کرده‌اند.

۵. خودتان را به چالش بکشید تا همیشه در حال پیشرفت باشید.

زمان هرروز در حال تغییر دنیایی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. برای اینکه به‌روز بمانید، مهم است که بدون توجه به صنعت خود، نوآوری کنید و همچنین بهتر است حضورداشته باشید. این می‌تواند به معنای برنامه‌های جدید، تفکر جدید یا روندهای جدید باشد.

من معتقدم که شما یا به جلو می‌روید یا در حال منسوخ شدن هستید. ما دائماً به دنبال روش‌های امتحان شده هستیم تا محصول نهایی را بهبود ببخشیم، با پیشرفت مهارت‌های ارتباطی با مشتری و کارآمدتر شدن در کاری هستیم که درنهایت منجر به سودآوری بیشتر می‌شود.

۶. ذهنیت «بسازید و آنها خواهند آمد» را فراموش کنید.

در طول یک اقتصاد چالش‌برانگیز، بسیاری از برندها به تبلیغات به‌عنوان یک هزینه نگاه می‌کنند و سعی می‌کنند سهم آن را از بودجه کاهش دهند بااینکه، بازار مملو از ایده‌های خوبی است که هرکسی برای جلب‌توجه نیاز به تلاش دارد؛ اما این شرکت‌ها با ایدئولوژی «محصول ما آن‌قدر عالی است که مصرف‌کنندگان را به آن سمت می‌آورد» محصول خود را عرضه می‌کنند.

مصرف‌کنندگان به طرز باورنکردنی در مورد پول خود هوشیار هستند. درنتیجه، عموماً محصولاتی را می‌خرند که یا نمونه‌برداری کرده‌اند یا به آنها ارجاع داده‌شده است؛ بنابراین، اطمینان حاصل کنید که کاملاً نوآوری و ارائه محصول هماهنگ است، توجه داشته باشید که چگونه محصول ارائه‌شده را انتخاب می‌کنید.

متأسفانه هیچ تضمینی برای موفقیت کسب‌وکار وجود ندارد. برای اطمینان از موفقیت یک برند یا کسب‌وکار، ترکیبی از منطق استراتژیک سمت راست مغز و تفکر خلاق چپ مغز لازم است. بااین‌حال، توصیه‌های فوق‌الذکر در کاهش برخی از دام‌های رایجی که بیشتر از کسب‌وکارها به دنبال جلب‌توجه و پذیرش در آن‌ها می‌افتند، می‌توانند کمک کنند.

انتهای مطلب/

تفاوت مشاوره کسب و کار و مشاوره مدیریت چیست؟

تفاوت مشاوره کسب و کار و مشاوره مدیریت چیست؟

مشاوره کسب و کار یک گزینه محبوب برای مشاغل است تا بتوانند از تخصص کوتاه‌مدت در یک زمینه خاص استفاده کنند، بدون اینکه بخواهند تعهد یک کارمند اضافی را به عهده بگیرند. مشاوره راهی مقرون‌به‌صرفه برای بهره‌مندی از تخصص سطح بالا باقیمت رقابتی ارائه می‌دهد. انعطاف‌پذیر و همه‌کاره، مهم نیست که موضوع از چه قرار است، یک مشاور می‌تواند به‌طور مکرر فردی باشد که راه‌حل پیدا کند!

یک سؤال متداول که مشتریان هنگام در نظر گرفتن استخدام مشاوره دارند این است که مشاوره کسب و کار یا مشاوره مدیریت را انتخاب کنند. اگرچه شباهت‌ها و همپوشانی‌هایی بین این دو نقش وجود دارد، اما آنها متفاوت هستند.

اگرچه برخی از افراد از اصطلاحات “مشاغل تجاری ” و “مشاوره مدیریت ” به‌طور متناوب استفاده می‌کنند، اما مشاغل تجاری به فرایندهای کسب و کار (که ممکن است شامل تولید، منابع انسانی، امور مالی یا نگهداری ساختمان‌ها باشد) مربوط می‌شود، درحالی‌که مشاوره مدیریت به افراد و بخش‌های کمتر قابل‌اندازه‌گیری کسب‌وکار (به‌عنوان‌مثال، فرهنگ، چشم‌انداز، اهداف استراتژیک، ایجاد تغییرات، برنامه‌ریزی آینده، مدیریت توسعه و رشد) ارتباط پیدا می‌کند.

برخی از ویژگی‌های کلیدی مشاوره کسب و کار عبارت‌اند از:

مشاوره کسب و کار اغلب در مراحل اولیه راه‌اندازی یک کسب‌وکار یا زمانی که دوره‌ای از رشد برنامه‌ریزی‌شده است استفاده می‌شود. یک مشاور تجاری می‌تواند اطمینان حاصل کند که فرایندهای درستی وجود دارد تا شرکت بتواند به‌طور مؤثر، قانونی و سازمان‌دهی شده کار کند. هنگامی‌که رشد در حال وقوع است، یک مشاور تجاری می‌تواند به سازمان در توسعه ظرفیت موردنیاز برای ارائه مؤثر آن کمک کند.

مشاورانی که مشاوره کسب و کار ارائه می‌دهند اغلب دارای تخصص خاصی در سطح عملیاتی و همچنین درجه قابل‌توجهی از دانش فنی هستند. این بدان معناست که کمک‌هایی که آنها ارائه می‌دهند متناسب با نیازهای هر کسب‌وکار است.

مشاوران کسب و کار می‌توانند یک ارزیابی عینی از سیستم‌های فعلی ارائه دهند، سپس راه‌هایی را برای بهبود آنها پیشنهاد کنند، اغلب بدون هزینه بیشتری. اگر به فردی احتیاج دارید که رعایت بهداشت و ایمنی شمارا بررسی کند، لازم است اطمینان حاصل کنید که سیستم‌های شما قادر به مدیریت صحیح حفاظت از داده‌ها هستند یا بازاریابی شما تا آنجا که ممکن است خوب است، یک مشاور تجاری می‌تواند این امر را محقق کند.

مشاوران کسب و کار همچنین ممکن است تمایل داشته باشند با صاحبان مشاغل کار کنند تا مدیران ارشد. آنها یک دید وسیع و آگاهانه از بازار و متغیرهای خارجی به دست می‌آورند که آنها را قادر می‌سازد تا به صاحبان توصیه کنند که بیشترین سود را در چه جهتی ممکن است به دست آورد.

مشاوره دهی در امر مدیریت

مشاوران مدیریت اغلب با تیم مدیریت ارشد همکاری می‌کنند و به آنها کمک می‌کند تا آینده سازمان را برنامه‌ریزی کرده و چگونگی حفظ ارزش‌های اصلی را علیرغم گسترش و تغییر، بیاموزند. غالباً یک عنصر برنامه‌ریزی استراتژیک قابل‌توجه در کار مشاوران مدیریت وجود دارد. آنها ممکن است در تدوین استراتژی در سطح شرکتی یا ایجاد یک استراتژی برای تحویل یک پروژه خاص کمک کنند.

برخی از ویژگی‌های کلیدی مشاوران مدیریت عبارت‌اند از:

آنها اغلب نقش مهمی در مدیریت ریسک ایفا می‌کنند. درحالی‌که نیاز به کاهش ریسک در سطح عملیاتی وجود دارد، مشاوران مدیریت تمایل دارند تمرکز خود را بر خطرات احتمالی یک کسب‌وکار در سطح شرکت بگذارند. آنها به مدیران ارشد در شناسایی و مدیریت ریسک کمک می‌کنند و به تجهیز کسب‌وکار با انعطاف‌پذیری موردنیاز برای بقا کمک می‌کنند.

این مشاوران اغلب در طول مدت حضور خود در یک سازمان دارای نقش آموزش و یا مربیگری هستند. این ممکن است شامل کار با مدیران فردی یا کل تیم‌های محل کار باشد. به‌ویژه هنگامی‌که یک سازمان در تلاش است تا فرهنگ یا شیوه کار جدیدی را وارد کند، مشاوران مدیریت اغلب برنامه آموزشی مناسب را برای اطمینان از اینکه همه در یک صفحه قرار می‌گیرند، تسهیل می‌کنند.

اگرچه این امر مطلق نیست، مشاوران مدیریت تمایل دارند با سازمان‌های بزرگ‌تر کار کنند. این معمولاً به این دلیل است که هدایت یک شرکت بزرگ‌تر یک کار پیچیده‌تر و چندوجهی است تا مدیریت یک تجارت کوچک. همچنین ممکن است سازمان‌های بزرگ‌تر احساس کنند که برای تعبیه سیستمها و فرایندهای جدید به کمک بیشتری نیاز دارند. این‌ها ممکن است به سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی نیاز داشته باشند، بنابراین اطمینان از این‌که برای هدف مناسب هستند در اولویت است!

اگرچه تفاوت‌هایی بین مشاوره کسب و کار و مشاوره مدیریت وجود دارد، اما این امکان وجود دارد که یک کسب‌وکار در کار موردنیاز خود به عناصر هر دو نقش نیاز داشته باشد.

انتهای مطلب/

منبع

روابط عمومی فروش را دریابید!

روابط عمومی فروش را دریابید!

در این پست قصد دارم تا به یکی از مورد مهم و تخصصی در مدیریت فروش بپردازم، موضوعی که برای مدیران نامربوط در دپارتمان فروش، غیرقابل درک و برای مدیران باتجربه و متخصص، بسیار شیرین و راهگشا خواهد بود. بله! نقش روابط عمومی در دپارتمان فروش؛ اما قبل از هر چیز بهتر است بدانید روابط عمومی در فروش قدری متفاوت‌تر از روابط عمومی سازمان می‌باشد. در ادامه به تعریفی کلی از روابط عمومی می‌پردازیم:

روابط عمومی واحدی است که وظیفه ایجاد ارتباط بین سازمان و مشتری، سازمان با دولت، سازمان با خانواده کارکنان و به عبارتی سازمان با همه افراد ذینفع را دارد.

و اما تعریف روابط عمومی فروش:
روابط عمومی فروش (ُSales Public Relations)، این وظیفه را در ارتباط با مشتری و سایر افراد ذینفع (skakeholders) انجام می‌دهد و هدفش برقراری ارتباط عاطفی، دوستانه و مستمر با همه افرادی است که نسبت به سازمان و محصولاتش علاقه‌مند و یا حساس هستند.

روابط عمومی فروش، مشاور مدیر فروش و زمینه‌ساز و هموار کننده بستر مناسب برای حرکات فروش در جامعه است.

روابط عمومی فروش با برگزاری مسابقه‌ها، جشن‌ها، مراسم، شرکت در نمایشگاه‌ها و گردهمایی‌های صنفی، اجتماعی و مردمی پیام‌های دوستی و مودت سازمان‌ها را به مخاطبین می‌رساند و زمینه را برای فروش بیشتر هموار می‌کند.

برگزاری نمایشگاه‌ها یکی از مصداق‌های بااهمیت فعالیت روابط عمومی فروش است. مسئول روابط عمومی فروش وظیفه دارد با استفاده از فرصت‌های نمایشگاهی، محصولات جدید را به بازار معرفی کند، رقبا را شناسایی نماید، با مراجعین به غرفه ارتباط برقرار سازد، تحقیقات و تبلیغات انجام دهد و درنهایت به‌عنوان مشاور مدیر فروش یا مشاور معاون فروش و بازاریابی، مسئولین را از کم و کیف افکار عمومی نسبت به محصول یا خدمت سازمان مطلع سازد.

در پایان به ده اصل کلیدی در روابط همومی فروش می‌پردازیم؛

۱۰ اصل مهم در روابط عمومی فروش:

  • مشتریان خود را دقیقاً بشناسید.
  • در برخورد اولیه، سعی کنید خاطره خوبی در ذهن آن‌ها برجای گذارید.
  • انتظارات عاطفی و پنهانی مشتری را برآورده سازید.
  • برنامه زمانی مشتری را تغییر ندهید.
  • برای سهولت در تصمیم‌گیری مشتری تلاش کنید.
  • روی تصورات مشتری تمرکز نمایید.
  • در ارتباطات خود سعی کنید مشتریان را مدیون خود نمایید.
  • از میزان زحمات و کارهایی که باید مشتری انجام دهد بکاهید.
  • فراموش نکنید که مشتریان خاطرات بد را به خاطر خواهند سپرد، پس در خنثی کردن آن‌ها بکوشید.
  • چنان خاطره‌ای در ذهن مشتری بسازید که بخواهند آن را تکرار کنند.
بودجه فروش

بودجه فروش

یکی از اسناد مالی بسیار مهم هر سازمان تهیه بودجه سالانه آن سازمان است. بودجه نقش راهنمای را دارد تا تعیین کند چه میزان تامین سرمایه برای دستیابی به اهداف مدنظر سازمان ضروری است و با کنترل های میان دوره میزان انحراف از آن مشخص گردد. شاید این سوال مطرح گردد که تهیه بودجه سازمان وظیفه واحد مالی است و چه ارتباطی با فعالیت های بازاریابی و فروش دارد؟
جواب این سوال است: جهت تهیه بودجه جامع سازمان ها معمولا مدیران ارشد اکثر واحد های سازمان درگیر می شوند و اولین بودجه ای که باید تدوین گردد تا بر اساس اطلاعات موجود در آن سایر بودجه ها به ترتیب تهیه گردد، بودجه فروش است.

یکی از وظایف مهم و اثرگذار یک مدیر فروش تهیه بودجه فروش سالانه سازمان است.

در این مطلب سعی داردیم تا دیدی جامع از اهمیت تهیه بودجه، تعریف بودجه فروش و اهمیت آن در برنامه مالی سازمان ارائه دهیم. در مطالب بعدی  در خصوص نحوه تهیه برنامه فروش، بودجه فروش و ضابطه فروش اطلاعات جزئی تر و کاربردی تر ارائه خواهد گردید.

بودجه جامع یک سازمان
بودجه جامع مجموعه ای از اسناد برنامه ریزی مالی یک سازمان است که از تجمیع بودجه واحد های مختلف سازمان تشکیل می گردد. بودجه حکم یک راهنما را دارد که نشان می دهد یک سازمان چه چیز هایی را می خواهد بدست آورد و برای دست یابی به آن ها چه برنامه های مالی دارد. همچنان به سازمان کمک می کند به طور واقع گرایانه جریان وجوه نقد و شرایط مالی آینده خود را پیش بینی نماید و در مدت زمان معلوم عملیات سازمان متناسب با آن بودجه ادامه یابد. نقطه ضعف تهیه بودجه جامع این است که تهیه آن بسیار زمان بر است. هرچند که بودجه جامع معمولا سالانه تهیه می گردد، تمرکز آن بر دوره های ماهانه یا فصلی است تا اهداف ساده سازی گردند.
بودجه هایی که بودجه جامع را تشکیل می دهند از چندین بودجه عملیاتی و مالی تشکیل می گردد. این بودجه همگی مکمل هستند و باید بر اساس ترتیبی مشخص تهیه گردند( ترتیب تهیه بودجه در تهیه بودجه سالانه مهم است)؛ چرا که هر بودجه ای بر اساس اطلاعات تهیه شده در بودجه قبلی تهیه می گردد.

بودجه فروش

جایگاه بودجه فروش
از آن جایی که صورت حساب درآمد شرکت با فروش آغاز می گردد، فرآیند تدوین بودجه سازمان نیز با تهیه بودجه فروش آغاز می گردد و سایر بودجه ها بر اساس اطلاعات موجود در این بودجه مهیا می گردند. بر اساس بودجه فروش، بودجه تولید تهیه می گردد چرا که با کمک این بودجه هزینه کالای فروش رفته بدست می آید. پس از آن بودجه هزینه های فروش(خرید مواد اولیه و …) و اداری و بودجه سرمایه ها تهیه می گردد که در تهیه بودجه جریان وجوه نقد به کار گرفته می شوند. نتایج همه این ها در صورت درآمد بودجه شده و سپس در صورت گردش وجوه نقد و نهایتا در تراز مالی خود را نشان می دهد.

بودجه فروش
بودجه فروش اولین بودجه ای است که در سازمان تدوین می گردد؛ زیرا بقیه بودجه ها باید بر اساس اطلاعات موجود در بودجه فروش تدوین گردند. فرآیند با پیش بینی درآمد های به وقوع پیوسته از میزان فروش در دپارتمان فروش، آغاز می گردد.منابعی که مدیران از آن ها کمک می گیرند تا فروش آینده سازمان را پیش بینی نمایند شامل : پیش بینی های اقتصادی، مدل های ریاضیاتی، داده های صنعت و تحلیل روند های آماری است. در اکثر سازمان ها تهیه بودجه فروش مشکل ترین قسمت بودجه بندی است.
قالب عمومی تهیه بودجه فروش شامل سه آیتم است. شرکت هایی که بیش از یک محصول می فروشند برای هر محصول ستونی جداگانه ترتیب خواهند داد. این قالب به صورت زیر میباشد: بودجه فروش

WeCreativez WhatsApp Support
اگر در مورد خدمات کسب و کار سوالی دارید مطرح نمایید.
👋 سوالی دارید؟